سلام من ديروز يه شعر گفتم اومدم برای شما هم بگم که رود يه دفعه زد توی ذوقم وگفت اگه تو شاعر بشی پس شاعرا کجابرن؟!02.gif
حالا شعرمو براتون مينويسم تا حال کنين
البته قبل از همه چيز بگم اين شعرو به عزيزترين کسم يعنی ارباب تاريکی تقديم ميکنم
صدايم کن ارباب
صدای تو ترسناک است
صدای تومانند پلنگی است که در دشت می دود
واهويی راميخورد
در ابعاد اين آواداکداورای خاموش من تو را می جويم
وخاصيت آواداکداورا اين است
کسی نيست بيا دامبلدور را بدزديم
وميان دوآواداکداورا قسمت کنيم
بيا از حالت هری پاتر چيزی بفهميم
بيا مرا بکش با اين چوب
در اين کوچه هايی که تاريک هستند من از حاصل ضرب تو وچوب جادوگری ميترسم

بلاتريکس 

/ 0 نظر / 6 بازدید