خاطرات شخصی دو مرگخوار
     
 

 

 

 
پنجشنبه ٢٤ مهر ،۱۳۸٢

سلام من رودولوفوس هستم
يه شعر گفتم اومدم براتون بخونم يه حالی ببريد
بلاتريکس هنوز بيداری
بازم امشب خواب نداری
نکنه تو هم مث من
طلسمی چشم انتظاری
نکنه تو هم تو شبها
خسته از طلسم وجادو
خواب اربابو ميبنی
که مياد با يه اپارات
نکنه هجوم آوررها
تورو هم از ما بگيره
بلاتريکس برای بودن
بايه ارباب ديگه فردا خيلی ديره
حالا که ارباب طلسمه
مث برج زهرماره
تو نگو جادو دروغه
تونگو ارباب سرابه
با کدوم بهونه بايد
دامبلدورو دزديد
جسد اون مرتيکه رو
به غريبه ها نبخشيد
ارباب همه غرورم پيشکش ناز تو باشه
تو بمون تا چشمای من
با سياهی آشناشه
همنشين اون سياهی
توی اون همه سياهی
نکنه اونقده دور شی
که ديگه منو نخاهی

 
  لینک دائم

بلاتريکس وشوهرش





وبلاگ فارسی
اخبار ایران

feed