خاطرات شخصی دو مرگخوار
     
 

 

 

 
پنجشنبه ٥ آذر ،۱۳۸۳

سلام بچه ها نمي دونم اين روزا چي بنويسم نه چيزي به ذهنم مي اد نه حال چيزي رو دارم چي بنويييييييييييييييييييييييييييييييييسم ها راستي يه چيزي من ممكنه تا مدتي نباشم از همين حالا بهتون وصيت مي كنم كامنت يادتون نره و گرنه دچار خشم من مي شين وااااااااااااااااااااااااااااي البته فقط ممكنه و يه چيز ديگه ار كوروش و شقايق خيلي خيلي تشكر مي كنم  كه هميشه ميان دمتون گرم

 
  لینک دائم

بلاتريکس وشوهرش





وبلاگ فارسی
اخبار ایران

feed